سيد علي اكبر قرشي

28

قاموس قرآن ( فارسي )

جرم گويند كه عمل واجب الوصل را قطع مىكند . بنا بر اين قول ، گناهكار را از آن مجرم گويند كه عمل صالح را قطع مىكند ( در مجمع به ذيل آيهء 124 انعام رجوع شود ) در مفردات گويد : اصل جرم بفتح اوّل بمعنى قطع ثمره از درخت است و بطور استعاره بگناه كردن جرم گفته‌اند . طبرسى در ذيل آيهء 2 مائده * ( وَلا يَجْرِمَنَّكُمْ ) * را از كسائى « يَحْمِلَنَّكُمْ » ( وادار نكند ) نقل كرده است و اين مطابق نهج البلاغه است كه در نامهء 12 فرموده « لا يحملنّكم شنئانهم على قتالهم قبل دعائهم » و خود جرم را در آنجا قطع و كسب معنى مىكند زمخشرى در ذيل همين آيه ميگويد : جرم جارى مجراى كسب است در تعدّى بيك مفعول يا دو مفعول و آنگاه جملهء فوق را بمعنى كسب و وادار كردن گرفته است . بعضى از بزرگان در تفسير خود در ذيل آيهء فوق گويد : « يقال جرمه يجرمه : اى حمله » على هذا معنى جرم وادار كردن است . ولى اين تعبير را در كتب مشهور لغت پيدا نكرديم . و خلاصه آنكه : در معناى جرم ( بفتح اوّل ) سه قول هست : قطع ، حمل ، كسب . ولى قطع معناى اوّلى و مشهور آن است و جرم ( بضمّ اوّل ) بمعنى گناه از همين مادّه است . به نظر نگارنده جرم فقط يك معناى دارد و آن قطع است و گناه را بدان سبب جرم گويند كه شخص را از سعادت و رحمت خدا قطع مىكند و گناهكار را مجرم ميگوئيم زيرا در اثر گناه ، خود را از رحمت و سعادت و راه صحيح انسانيّت قطع مىكند و در سه محل از قرآن كه * ( « لا يَجْرِمَنَّكُمْ » ) * آمده چون بمفعول دوّم با « على » متعدى شده لذا معناى حمل ( وادار كردن ) بر آن اشراب شده است و چنان كه ميدانيم « حمل » بر مفعول دوّم با « على » متعدى مىشود گويند : حمله على - الامر . يعنى او را بفلان كار وادار كرد لفظ « على » در يك آيه مذكور